معنی تبنگویک
7 بازدید
[ تَ بَ یَ ] (اِمصغر) مصغر تبنگو یا تبنگوی : وانگه به تبنگویکش اندر سپردْشان ور زانکه نگنجند بدو درفشردْشان بر پشت نهدْشان و سوی خانه بردْشان وز پشت فروگیرد و بر هم نهد انبار. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۱۲۲). رجوع به تبنگو شود.
کلمات همقافیه با «تبنگویک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر