معنی تبند
6 بازدید
[ تَ بَ ] (اِ) مکر و حیله. (فرهنگ جهانگیری) (برهان) (لسان العجم شعوری ج ۱ ورق ۲۷۴ ب). تَرب. (شرفنامهٔ منیری). فریب و حیله و مکر. (ناظم الاطباء). ترفند. (لسان العجم ایضاً). || (نف) مکار و محیل را گویند. (فرهنگ جهانگیری) (برهان) (فرهنگ رشیدی) (انجمن آرا) (آنندراج). مکار و تنبل. (فرهنگ نظام): خر سلاک لولی غربال بند مدبر بدبخت تونی تبند. پوربهای جامی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «تبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر