معنی تبنجه
5 بازدید
[ تَ بَ جَ / جِ ] (اِ) همان تبانجه است. (شرفنامهٔ منیری). بمعنی تبانجه. کذا فی شرفنامه. (لسان العجم شعوری ج ۱ ورق ۲۹۱ ب). تبنچه. تپنچه. تپانجه. تپانچه. طپانچه. رجوع به تپانچه و لطمه شود.
کلمات همقافیه با «تبنجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر