معنی تبله کردن
6 بازدید
[ تَ لَ / لِ کَ دَ ] (مص مرکب) تبله شدن گچ یا کاهگل. برآمدن از جا. جدا شدن و ریختن.
کلمات همقافیه با «تبله کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر