معنی تبلغة
6 بازدید
[ تَ لِ غَ ] (ع اِ) ج، تبالغ. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب). تبلغ و تبلغة؛ رسنی کوچک است که به رسن دلو بندند، آب کشیدن را. (اقرب الموارد). رسنی که بدان رسن کلان را با رسن خرد دلو بندند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به قطر المحیط شود.[ تَ لِ غَ ] (ع اِ) ج، تبالغ. (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (منتهی الارب). تبلغ و تبلغة؛ رسنی کوچک است که به رسن دلو بندند، آب کشیدن را. (اقرب الموارد). رسنی که بدان رسن کلان را با رسن خرد دلو بندند. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به قطر المحیط شود.
کلمات همقافیه با «تبلغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر