معنی تب‌لرزه

معنی تب‌لرزه

4 بازدید
[ تَ لَ زَ / زِ ] (اِ مرکب) حمی نافض. و آن تبی است که در آن لرزش بدن با حرکات غیرارادی حاصل شود. (از بحر الجواهر). نافض. (منتهی الارب). راجف. (منتهی الارب). تب باره و تبی که با لرز همراه باشد. (ناظم الاطباء). تب صفراوی و با لفظ بستن و زدن و گرفتن و افتادن مستعمل است. (آنندراج). به اضافت «تبِ لرزه» و قطع اضافت «تبْ لرزه» هر دو آمده است. (آنندراج): به گرمی بر آن کوکبه بانگ زد کزان بانگ تب لرزه بر مانگ زد. عنصری (از آنندراج). چه آفتاب که سهمش چو آفتاب از ابر روان کند خوی تب لرزه از مسام خیال. خاقانی. انگشت ارغنون زن رومی بزخمه بر تب لرزهٔ تناتتنانا برافکند. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۱۴۳). تب لرزه یافت پیکر خاک از فراق او هم مرقد مقدس او شد شفای خاک.خاقانی. ز سختی که زد بر سرش گرز را برافتاد تب لرزه البرز را.نظامی. تب لرزه شکست پیکرش را تبخاله گزید شکرش را.نظامی. چنان زد بتندی بر او گرز را تبِ لرزه افتاد البرز را.نظامی. زمین از تبِ لرزه آمد ستوه فروکوفت بر دامنش میخ کوه.سعدی. رجوع به تب و دیگر ترکیب های آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «تب‌لرزه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید