معنی تبفوز
5 بازدید
[ تَ ] (اِ) مصحف بتفوز و پتفوز. (حاشیهٔ برهان چ معین). مردم و چارپا را پیرامون و گرداگرد دهان... باشد. (برهان). بمعنی گرداگرد دهان. مرقوم شده اما بتقدیم باء اصح است. (انجمن آرا) (آنندراج). پیرامون و گرداگرد دهان آدمی و چارپایان. (ناظم الاطباء). || مرغان را منقار باشد و بجای فا قاف هم بنظر آمده است. (برهان). منقار مرغان. (ناظم الاطباء). تبفوز؛ منقار مرغ است و در تحفةالاحباب تمفوز آمده. (لسان العجم شعوری ج ۱ ورق ۲۷۷ ب). رجوع به بتفوز شود.
کلمات همقافیه با «تبفوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر