معنی تبع الاقرن

معنی تبع الاقرن

8 بازدید
[ تُ بْ بَ عُلْ اَ رَ ] (اِخ) در تاریخ یعقوبی پس از شرح پادشاهی شمر چنین آمده: سپس تبع الاقرن بن شمربن عمید پادشاهی کرد و با هند جنگید و قصد جنگ با چین را داشت و ۱۶۳ سال (!) پادشاهی کرد. (تاریخ یعقوبی ج ۱ ص ۱۵۹). در مجمل التواریخ و القصص به دو تبع الاقرن برمیخوریم، چنانکه در ص ۱۶۰ در ذکر حکومت ابومالک بن شمر آرد:... در تاریکی خواست شدن بمرد، پسرش تبع الاقرن با وی بود...» و پس از چند سطر در همان صفحه در ترجمهٔ احوال تبع الاقرن آرد: «ملک الاقرن بن ابی مالک، ثلث و خمسون سنة (پادشاهی اقرن بن ابی مالک ۵۳ سال بود). و او را تبع الاصغر خواندندی. در روزگار بهمن بود و در تاریخ جریر خواندم که بعراق اندرآمد با سپاهی عظیم... و چنین روایت است که رسول هندوان او را هدیه های بسیار آورده بود تبع اندر آن طرایفها خیره مانده بود گفت این همه از هندوستان خیزد؟ رسول دریافت و به تیزبینی گفت از زمین چین آوردند بیشتر، پس تبع رفتن چین در دل گرفت... بعد از آن سپاه سوی چین کشید... و ملک چین کشته شد و آن شهر چنان خراب بکرد که عمارت نپذیرفت و یکسر ولایت غارت کردند. (مجمل التواریخ و القصص چ بهار صص ۱۶۰ -۱۶۱). نکته ای که شایان ذکر است این است که اولاً صاحب ترجمه را تبع اصغر دانسته و علاوه بر اینکه در تاریخ حمزه تبع الاصغر تبع بن حسان بن تبع است، و در حبیب السیر تبع الاصغر آخرینِ تبابعهٔ یمن است نه تبع اقرن و در ناسخ التواریخ تبع الاصغر را حسان بن تبع الاوسط میداند و در شرح حال تبع الاصغر افزاید: «و کنیت او نیز ابوکرب است و از اینجاست که بعضی از مورخین او را از ابوکرب اسعدبن مالک که تبع اوسط است بازندانسته و شرح حال وی را بدو بسته اند...» دیگر آنکه در مجمل التواریخ و القصص به «تبع الاقرن» دیگری برمیخوریم که تاریخ حکومتش ۱۶۳ سال است یعنی با تاریخ یعقوبی مطابقه دارد و شرح حال این تبع الاقرن در مجمل التواریخ چنین آمده: «پادشاهی تبع الاقرن ۱۶۲ سال بود، پسر شمر یرعش بود، تبع نخستین و او را هیچ شرح از اخبار نخواندم، واللََّه اعلم». رجوع به تبع، حارث بن قیس... و رجوع به مجمل التواریخ و القصص چ بهار صص ۱۶۰ - ۱۶۲ و ناسخ التواریخ چ مؤسسهٔ مطبوعات دینی قم جزو ۱ (حضرت عیسی) ص ۱۱۶ و حبیب السیر چ خیام ص ۲۶۴ و ۲۶۶ و تبع اصغر شود.

کلمات هم‌قافیه با «تبع الاقرن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید