معنی تبعالحمیری
6 بازدید
[ تُ بْ بَ عُلْ حِ یَ ] (اِخ) حسان بن اسعد ابی کرب حمیری . از اعاظم تبابعهٔ یمن در عصر جاهلیت بود و شاید وی از لحاظ غارت و دستبرد از همهٔ سلاطین حمیری بیشتر بغارت پرداخته بود و از لحاظ لشکرکشی پیروزمندترین آنان بشمار میرفت. گویند وی لشکر بزرگی را حرکت داد و همچنان می جنگید تا به سمرقند رسید و به هر شهری داخل میشد گروهی از حکما و خردمندان آن شهر را که شمارهٔ آنان کمتر از ده تن نبود برمی گزید و آنان را در زمرهٔ همراهانش با خود میبرد. آنگاه آهنگ بلاد شام کرد و دمشق را متصرف شد و از آن شهر چند تن از کاهنان و احبار برگزید و آنگاه بقصد یمن بازگشت و از مکه بگذشت و کعبه را جامه پوشید. (و گویند وی اولین کسی است که این کار را انجام داد). و چون بیمن رسید بصراحت نفرت خویش را بمردم آنجا بازگفت و در برابر بت پرستی مقاومت کرد و دو شهر «مأرب» و «ظفار» را برای سکونت خویش برگزید و نخستین را جایگاه زمستانی و دومی را جایگاه تابستانی خویش قرار داد و در «مأرب» جایگاهی مانند مدرسه ایجاد کرد که در آن فرزندان ملوک حمیر تعلیم میگرفتند. سرانجام گروهی از قوم وی بمخالفت با وی شورش کردند و او را کشتند. عصر زندگانی وی کاملاً معلوم نیست و به احتمال وی در قرن چهار میلادی میزیسته است. (از الاعلام زرکلی ج ۱ صص ۲۱۸ - ۲۱۹ از تهذیب ابن عساکر ج ۳: صص ۳۲۵ - ۳۳۸). رجوع به تاریخ یعقوبی چ نجف ج ۱ ص ۱۵۹ و حبیب السیر چ خیام ج ۱ صص ۲۶۴ -۲۶۵ و تبع اصغر و تبع حارث بن قیس... شود.
کلمات همقافیه با «تبعالحمیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر