معنی تبطح
6 بازدید
[ تَ بَ طْ طُ ] (ع مص) در هامونی پهن واشدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی): تبطح سیل؛ گسترش یافتن سیل در بطحا. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). بسیار شدن سیل در بطحاء. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تبطح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طح» برای سرودن شعر