معنی تبصرة
6 بازدید
[ تَ صِ رَ ] (ع مص) ایضاح. (تاج المصادر بیهقی) (ناظم الاطباء). به اصطلاح مصنفین، توضیح و تشریح کردن مطلبی. (فرهنگ نظام). || بینا کردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی) (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات). بینا گردانیدن. (فرهنگ نظام). بینائی : {/Bتَبْصِرَةً وَ ذِکْری ََ. ۱-۳۵۰:۸/}(قرآن ۵۰ / ۸ از المرشد ص ۵۹). || شناسا کردن. (منتهی الارب). مایحمل علی العلم بالشی ء و ستبانته. (قطر المحیط). || تأمل. || نیک نگریستن. (ناظم الاطباء). || عبرت نمودن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). || مراد از عینک نیز داشته اند. (غیاث اللغات) (آنندراج). رجوع به تبصرت شود.
کلمات همقافیه با «تبصرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر