معنی تبشن
6 بازدید
[ تَ ] (اِخ) طبشن. طبس. صاحب تاریخ بیهق در ذیل طبس آرد: و این تبشن است بحکم چشمهٔ آب گرم که آنجا باشد آن را این نام نهاده اند و طبشن می نوشته اند وقتی عاملی غریب افتاده است، این نام بتصحیف برین ربع افتاده و در آن ربع دیه طبشن باشد. (تاریخ بیهق چ بهمنیار صص ۳۵ -۳۶). رجوع به طبس شود.
کلمات همقافیه با «تبشن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شن» برای سرودن شعر