معنی تبسنج
5 بازدید
[ تَ سَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) که تب را سنجد. آلتی که مقدار تب بیمار را بر اساس زیادت و نقصان حرارت بدن معین کند. میزان الحراره. حرارت سنج. ترمومتر. رجوع به میزان الحراره شود.
کلمات همقافیه با «تبسنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر