معنی تبسمکده
5 بازدید
[ تَ بَ سْ سُ کَ دَ ] (اِ مرکب) تبسم زار. پر از لب خنده : عشرت خلق بود موجب رسوایی شان این تبسم کده چون گل همه غماز خود است. (بهار عجم) (از آنندراج). رجوع به تبسم و ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تبسمکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر