معنی تبسمپاشی
5 بازدید
[ تَ بَ سْ سُ ] (حامص مرکب) تبسم افشانی. خندان بودن. شکفته بودن : ز گرد وحشت ما تیره بختان فیض میجوشد تبسم پاشی صبح است، چین دامن شبها. میرزا بیدل (از بهار عجم) (از آنندراج). رجوع به تبسم و دیگر ترکیب های آن شود.
کلمات همقافیه با «تبسمپاشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر