معنی تبسر
6 بازدید
[ تَ بَ سْ سُ ] (ع مص) خواستن حاجت را در غیر وقت آن... (اقرب الموارد) (از قطر المحیط). پیش از وقت خواستن حاجت. (تاج العروس ج ۳ ص ۴۱) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || تفحص کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || چریدن گاو ریشه های خشک گیاه را. (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کاویدن رستنی را پیش از آنکه از خاک برآید. حفر عنه (عن النبات) قبل ان یخرج. (اقرب الموارد). || خفتن پای. || خنک گردیدن روز. (از قطرالمحیط) (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تبسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر