معنی تبسانیدن
4 بازدید
[ تَ دَ ] (مص) تفسانیدن. گرم کردن. گرم داشتن: اِدفاء؛ تبسانیدن. (زوزنی). رجوع به تبسیدن و تفسیدن شود.
کلمات همقافیه با «تبسانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر