معنی تبرک کردن
6 بازدید
[ تَ بَ رْ رُ کَ دَ ] (مص مرکب) مبارک گرفتن. تبرک یافتن : مردمان صقلاب که بخدای بازگردند و فرزندی را بر جایگاه عبادت وقف کنند این شریانها [ شریانهایی که به اوعیهٔ منی پیوسته است ] ببرند تا قوت شهوت جماع از وی بریده شود و بدان تبرک کنند و گویند دعا مستجاب بود. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و آنجا صومعه هاست و پیوسته مجاوران میباشند و مردمان بدان خاک تبرک کنند. (تاریخ بخارا ص ۶۸).رجوع به تبرک شود.
کلمات همقافیه با «تبرک کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر