معنی تبرا نمودن
5 بازدید
[ تَ بَ رْ را نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) دوری نمودن. بیزاری نمودن. تبرا کردن : از هیبت شمشیر این دو پادشاه نامدار در اقاصی و ادانی جهان گرگ از تعرض آهو تبرا نمود و طیهو بذمت باز تولا ساخت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۲). رجوع به تبرا و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «تبرا نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر