معنی تبرآباد
5 بازدید
[ تَ بَ ] (اِخ) نام محلی کنار راه بابل و چالوس میان سیاه رود و محمودآباد در ۵/۳۲۳هزارگزی تهران.[ تَ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان میان دربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاه است. دشتی سردسیر است که در ۲۲هزارگزی شمال باختری کرمانشاه و ۲هزارگزی باختر شوسهٔ کردستان واقع است و ۱۲۰ تن سکنه دارد. آب آن از چشمهٔ محلی و چشمهٔ خضرالیاس و محصول آن غلات و حبوبات و چغندر قند است و مردم آنجا بکار زراعت اشتغال دارند. در تابستان راه آنجا قابل عبور اتومبیل است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «تبرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر