معنی تبدیل کردن
6 بازدید
[ تَ کَ دَ ] (مص مرکب) عوض کردن. تعویض. بدل کردن. تاخت زدن. مبادله کردن. معاوضه کردن. || گرداندن. تغییر دادن. تحریف کردن : روا نیست در تاریخ تحریف و تغییر و تبدیل کردن. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۶۳).
کلمات همقافیه با «تبدیل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر