معنی تبارک

معنی تبارک

5 بازدید
[ تَ رَ ] (اِ مصغر) مصغر تبار است بمعنی اهل و دودمان و آوردن کلمات مصغر به معانی مختلف تصغیر و گاه برای ملاحت کلام و ظرافت تعبیر در آثار مولانا و معارف بهاءولد شواهد زیاد دارد... (فیه مافیه چ بدیع الزمان فروزانفر ص ۲۶۰): ... و نه آنها که به ایشان تفاخر می آوردند و نه تبارک ایشان کوزه است که آنرا حق تعالی بر بعضی پرآب می نماید... (فیه مافیه ایضاً ص ۲۷).
[ تَ رُ ] (ع مص) فال نیک گرفتن بچیزی. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || بلند شدن. (غیاث اللغات) (آنندراج) (ترجمان علامهٔ جرجانی) (فرهنگ نظام). || بابرکت شدن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). || خجسته و مبارک شدن. (فرهنگ نظام). || خجسته و مبارک کردن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || پاک گشتن. (فرهنگ نظام). || زیاده شدن و بزرگ شدن. (غیاث اللغات) (آنندراج). || بزرگ بودن. (فرهنگ نظام). || بزرگوار کردن. (ترجمان علامهٔ جرجانی). || و بفتح «را» (تبارَک)، صیغهٔ ماضی معلوم از باب تفاعل بمعنی بزرگ شد چون اسم الهی را حال واقع میشود لهذا معنی «بزرگ است» مراد باشد. (غیاث اللغات) (آنندراج). بفتح «راء» از باب تفاعل است، بمعنی بزرگ و مبارک و پاک و بلند شد. (فرهنگ نظام). بزرگ و پاینده و با نیکی بسیار است. (ترجمان علامهٔ جرجانی). ناظم الاطباء آورده: تبارک [ رَ ] ص (صفت) پ (پارسی) مأخوذ از عربی، مبارک و خجسته و میمون و بابرکت، و خداوند تبارک و تعالی یعنی خدای بزرگ و بلندتر از همه چیز - انتهی. اما باید دانست که در عبارت مذکور جملهٔ «تبارک و تعالی» دعائیه و معترضه است نه صفت «خداوند» چنانکه «تعالی» در «حق تعالی» و «باری تعالی»: تبارک خطبهٔ او کرد و سبحان نوبت او زد لعمرک تاج او شد قاب قوسین جای او آمد. خاقانی.
[ تَ رَ ] (اِخ) نام سوره ای قرآنی. (غیاث اللغات) (آنندراج). نام سورهٔ ملک است که با کلمهٔ تَبارَکَ {/B(تَبََارَکَ اَلَّذِی بِیَدِهِ اَلْمُلْکُ وَ هُوَ عَلی ََ کُلِّ شَیْ ءٍ)۱-۹۶۷:۱/} آغاز میشود: آن خر پدرت بکشت خاشاک زدی مامات دف دورویه چالاک زدی این بر سر گورها تبارک خواندی و آن بر در خانه ها تبوراک زدی. (منسوب به رودکی).

کلمات هم‌قافیه با «تبارک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید