معنی تباب
10 بازدید
[ تَ ] (ع مص) زیان کار شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (ترجمهٔ علامهٔ جرجانی). زیان کاری. (منتهی الارب) (غیاث اللغات) (آنندراج) (ناظم الاطباء). زیان شدن. (کنزاللغات). نقص و خسار. (اقرب الموارد) (قطر المحیط). و منه «ما کید فرعون الاّ فی تباب»؛ ای خسران. (اقرب الموارد). || بهلاکت شدن. (تاج المصادر بیهقی). هلاک شدن. (زوزنی) (دهار) (ترجمهٔ علامهٔ جرجانی). هلاکت. (غیاث اللغات). هلاک. (قطر المحیط) (آنندراج). هلاکی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هلاک شدن. (کنزاللغات): چون برون شوشان نبودی در جواب پس رمیدندی از آن راه تباب.مولوی.
کلمات همقافیه با «تباب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر