معنی تاینگو
5 بازدید
[ ] (اِخ) تاینگوطراز. طاینگوطراز. تینگو. از نزدیکان دربار گورخان ختای و سپهدار لشکر وی در جنگ با سلطان محمد خوارزمشاه است (بسال ۶۰۷ هـ . ق.). وی در این جنگ زخمی و اسیر گشت و به امر سلطان کشته شد. تاینگو، «خان ترکان»، دختر مبارکخواجه را بزنی گرفت و حشمتی فراوان داشت. امام شمس الدین منصوربن محمد اوزجندی در قصیده ای که مطلعش این است: برخیز که شمعست و شرابست و من و تو آواز خروس سحری خاست ز هر سو. ظاهراً صاحب ترجمه را مدح کرده و در آخر گوید: بستند کمرها و گشادند سراغج میران خطا جمله بفرمان تینگو. رجوع به تاریخ گزیده چ ادوارد برون ص ۵۲۹ و جهانگشای جوینی ج ۲ ص ۷۶، ۷۸، ۸۱، ۹۱، ۹۲، ۲۱۱ و لباب الالباب عوفی چ برون ج ۱ ص ۱۱۲، ۱۹۴، ۱۹۶، ۳۲۱، ۳۲۲، ۳۳۰، و حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۶۴۳ و ۶۴۴ شود.
کلمات همقافیه با «تاینگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر