معنی تاکور
6 بازدید
(اِخ) (امیر...) اوغانی. بنابر قول حمداللََّه مستوفی از امراء اوغان و معاصر شاه شجاع بود و سلطان احمد که بعد از وفات شاه شجاع بسلطنت رسید، پس از ورود به کرمان وی را محبوس گردانید. رجوع به تاریخ گزیده چ عکسی ص ۷۳۶ شود.(اِخ) وی در دوران امیرتیمور گورکان حاکم قسطنطنیه بود. خواندمیر آرد: بعد از آنکه خاطر خطیر خسرو جهانگیر از تمهید بزم عیش به او پرداخت... مولانا بدرالدین احمد... را به رسم رسالت بجانب مصر فرستاد... و مقارن آن حال ایلچی تاکور حاکم قسطنطنیه که اکنون به استنبول اشتهار یافته بدرگاه عالم پناه رسید و اشرفی بیشمار و تحف بسیار بگذرانید و خبر اطاعت فرستندهٔ خود بعرض رسانید. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۵۱۱).(اِخ) ناحیه ای است در هند. خواندمیر نویسد: در هشتم ذیقعدهٔ سنهٔ تسع و ثلثین و ستمائه (۶۳۹) سلطان مسعودشاه که بغایت کریم طبع و نیکوسیرت بود، سریر سلطنت دهلی را بوجود خود مشرف گردانیده امر وزارت را من حیث الاستقلال به خواجه مهذب الدین تفویض نمود و حکومت بهرایج را بعم خود... و ایالت بلاد تاکور و سور بملک عزالدین بلبن بزرگ تعلق گرفت. (حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۶۲۳).
کلمات همقافیه با «تاکور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر