معنی تاکنشان
6 بازدید
[ نِ ] (نف مرکب) که تاک نشاند. تاک نشاننده. رزبان. کشاورز تاک. کشت کنندهٔ رز: بودم آن روز من از طایفهٔ دردکشان که نه از تاک نشان بود و نه از تاک نشان. جامی (دیوان چ هاشم رضی ص ۵۹۱). رجوع به تاک شود.
کلمات همقافیه با «تاکنشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر