معنی تاکستان
7 بازدید
[ کِ ] (اِ مرکب) جایی که دارای درختهای متعدد انگور باشد. (فرهنگ نظام). باغستان درخت رز. (ناظم الاطباء). از «تاک» (رز، مو) +«ستان» (مزید مؤخر مکانی). موستان. باغ انگور. رزستان. باغ انگوری. مؤلف قاموس کتاب مقدس در ذیل تاک و تاکستان آرد: اول کسی که در کتاب مقدس به غرس تاکستان مذکور است، نوح بود. (سفر پیدایش ۹:۲۰) و در ایام سلف تربیت آن را بخوبی میدانستند. ...اما وطن و منشأ تاک در کوههای شرقی آسیای صغیر میباشد لکن شام و فلسطین بواسطهٔ داشتن انواع و اقسام مختلف انگور مشهور بودند و در هر تلی که در مملکت یهودیه باشد، برجی دیده میشود که از برای باغبانان ساخته شده است و بهترین انواع این ثمر خوشگوار و لذیذ در آن باغها میروید و گاهی خود بوتهٔ مو را میگذارند که بر زمین گسترده شود و شاخهایش بر مودارها یا مکانهای بلندبرآمده ثمر دهد و از این جهت است که در میکاه ۴:۴ میگوید: «و هرکس زیر مو خود و هرکس زیر انجیر خود خواهد نشست». (مقابل کتاب زکریا ۳:۱۰). و بسا میشود که مو بر اطراف دیوارهای خانه برآید. (کتاب مزامیر ۱۲۸:۳). تاکستان را با دیوار یا خاربست و حظیره محفوظ نموده برجی نیز برای باغبانان در آن میسازند. (انجیل متی ۲۱:۳۳ مقابل سفر اعداد ۲۲:۲۴، کتاب مزامیر ۸۰:۸-۱۳ و کتاب امثال سلیمان ۲۴:۳۱). و تاکستان از جملهٔ املاک مرغوب و محترم عبرانیان بود، اگر بدی و ضرری به آنها وارد میشد آن را چون بلایی میدانستند بدان جهت اشعیا دربارهٔ جنگ آشوریان میفرماید: «در آن روز هر مکانی که هزار مو بجهت هزار پاره نقره داده میشد پر از خار و خس خواهد بود». (کتاب اشعیا ۷:۲۳). و در جای دیگر چون خواهد که حزن و اندوه را تشخیص دهد می فرماید: «شیرهٔ انگور ماتم میگیرد و کاهیده میگردد و تمامی شاددلان آه میکشند». (کتاب اشعیا ۲۴:۷). و همچنین چون زکریا(ی) نبی قصد آمدن روزهای خوش و سلامتی مینماید میفرماید: «مو ثمر خود را خواهد داد». (کتاب زکریا ۸:۱۲ مقابل کتاب حبقوق ۳:۱۷ و کتاب ملاکی ۳:۱۱). و البته موبُری و پاک کردن تاک از زواید بر مطالعه کننده مخفی نخواهد بود که اشخاص باغدار شاخه و نهالهای سال گذشته و گاهی از اوقات مال سال آینده را پاک میکنند و قوم اسرائیل را عادت این بود که تاکستانها و سایر املاک و مزارع را مدت سه سال واگذارند و ثمرش را نچینند. (سفر لاویان ۱۹:۲۳). در بعضی از اماکن در اول بهار تاکها را پاک کرده بعد از نمو، شاخهایی را هم که انگور نداشته باشند میبرند و بعد از ظهور و نمو، خوشه ها با زرده های آنها را که بعد از موبری اول ظاهر شده است، پاک میکنند و اغلب اوقات تاکستان را دو بار فلاحت کنند و سنگ و ریگ او را برچینند و چیدن انگور با درو نمودن مقارن است. (سفر لاویان ۲۶:۵، کتاب عاموس ۹:۱۳) زیرا که نوبرهای انگور در اول تابستان میرسد. (سفر اعداد ۱۳:۲۳) و عبرانیان برای انگور چیدن بیشتر فراهم میشدند تا برای درو. (کتاب اشعیا ۱۶:۹ و سفر داوران ۹:۲۷) ملاحظه در انگور. (قاموس کتاب مقدس ص ۲۴۳-۲۴۴). رجوع به تاک شود.[ کِ ] (اِخ) نام قدیم سیادهن. قصبه ایست جزء دهستان دودانگه بخش ضیاءآباد شهرستان قزوین در ۳۴ هزارگزی خاور ضیاءآباد و بر کنار راه شوسهٔ قزوین به همدان و زنجان قرار دارد و دارای ۸۲۵۳ تن سکنه است. در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. بوسیلهٔ قنات و چاه و رودخانهٔ ابهررود مشروب میگردد. محصول آن غلات، کشمش و قیسی و بادام است و شغل اهالی آن زراعت و باغبانی است. صنایع دستی مردم آنجا گلیم و جاجیم بافی است. دارای دبستان، شهربانی، پست و تلگراف و تلفن، ادارهٔ املاک، ادارهٔ کشاورزی و در حدود ۱۵۰ باب دکان است. از آثار قدیمی آن حمامی متعلق به دورهٔ شاه عباس است بفرمان رضاشاه در آن جا ساختمانهای جدید و خوبی احداث شده بود که اغلب آنها فعلاً خراب شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱). این قصبه در ۱۷۰هزارگزی تهران میان سیاه چشمه و سیاه باغ واقع است. راه آهن تهران به تبریز از آنجا میگذرد و ایستگاه راه آهن دارد.
کلمات همقافیه با «تاکستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر