معنی تاو کردن
6 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) گرم کردن. || بسلامتی نوشیدن شراب. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «تاو کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر