معنی تاوریده
6 بازدید
[ وَ دَ ] (ن مف) بمعنی عارض شده باشد. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). این کلمه از برساخته های فرقهٔ آذرکیوان است. محمد معین در حاشیهٔ برهان آرد: از فرهنگ دساتیر ص ۲۳۹. رجوع به تاور شود.[ دَ ] (اِخ) تلفظ ترکی «تورید». رجوع به «قریم» و «کریمه» و «تورید» و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «تاوریده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر