معنی تاور
4 بازدید
[ وَ ] (اِ) بمعنی عرض باشد که در مقابل جوهر است. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). || عارضه و سانحه. (ناظم الاطباء).(اِخ) تور، نام قوم قدیمی است در جوار شبه جزیرهٔ قریم (کریمه) که منسوب به تورید است. (از قاموس الاعلام ترکی). قومی به همسایگی سکاها که در قریم امروز مسکن داشتند. رجوع به ایران باستان ج ۱ ص ۵۹۸، ۵۹۹، ۶۰۲ («تاورها») و رجوع به تاوریذه شود.(اِخ) فلیکس. خاورشناسی است از مردم چک که در سال ۱۹۳۷ م. ظفرنامهٔ شامی را تصحیح و طبع کرد. رجوع به کتاب از سعدی تا جامی برون ترجمهٔ علی اصغرحکمت ص ۲۰۴ و ۳۸۸ شود.
کلمات همقافیه با «تاور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر