معنی تانیسر
5 بازدید
[ سَ ] (اِخ) نام شهری است در هندوستان. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (ناظم الاطباء). گردیزی در زین الاخبار آرد: در سنهٔ احدی و اربعمائه (۴۰۱ هـ . ق.)... چنین خبر آوردند مر امیر محمود را، که تانیسر جایی بزرگ است و بتان بسیار اندرون، و این تانیسر بنزدیک هندوان همچنان است که مکه بنزدیک مسلمانان، و سخت بزرگ دارند هندوان آن بقعت را، و اندر آن شهر بتخانهٔ سخت کهن و اندر آن بتخانه بتی است که آن را جکرسوم گویند. چون امیر محمود رحمه اللََّه این خبر بشنید رغبتش افتاد که بشود و آن ولایت را بگیرد و آن بتخانه ویران کند و مزدی جزیل خویشتن را بحاصل آرد و اندر سنهٔ اثنین و اربعمائه (۴۰۲ هـ . ق.) از غزنین برفت و قصد تانیسر کرد. چون بر او چیپال شاه هندوستان خبر یافت تافته گشت و رسول فرستاد سوی امیر محمود که اگر این عزم را بیفکنی و سوی تانیسر نشوی پنجاه فیل خیاره بدهم. امیر محمود رحمه اللََّه بدان سخن التفات نکرد و برفت، (چون) به دیره رام رسید مردمان رام بر راه آمدند اندر انبوهی بیشه و اندر کمینگاهها بنشستند و بسیار مسلمانان را تباه کردند و چون به تانیسر رسید شهر خالی کرده بودند، آنچه یافتند غارت کردند و بتان بسیار بشکستند و آن بت جکرسوم را به غزنین آوردند و بر درگاه بنهادند و خلق بسیار گرد آمده بنظارهٔ آن. (زین الاخبار چ ۱۳۲۷ ص ۵۵). از آنکه جایگه حج هندوان بودی بهار گنگ بکند و بهار تانیسر.عنصری. بکشت مردم و بتخانه ها بکند و بسوخت چنانکه بتکدهٔ دارنی و تانیسر.فرخی. رجوع به تانیشر شود.
کلمات همقافیه با «تانیسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر