معنی تانکرد
7 بازدید
[ رِ ] (اِخ) پسرعموی «بوهمند اول» و نوهٔ دختری «ربرت گیسکارد» و پسر «مارکیسوس» و از مسیحیان جنوب ایتالیا (سیسیل، صقلیه) و از قهرمانان اولین جنگ صلیبی و اشغال اورشلیم بود. وی در سال ۱۰۹۶ م. با «بوهمند اول» به قسطنطنیه رفت و از هم پیمان شدن با «الکسیوس»امتناع نمود و در لباس کشاورزان به «بسفور» فرار کرد ولی پس از چندی به «الکسیوس» گروید و در سلک شاهزادگان درآمد. در دوران جنگ اول صلیبی به «سیلیسیا»حمله برد و فرمانروای «ترسوس» شد و از طرف «بالدوین لورین» مورد تعقیب قرار گرفت و بوسیلهٔ قوای مخصوص بالدوین از آنجا خارج و بسوی «ادنه» و مامیستراپیشرفت و آن خطه را مسخر ساخت. و به جنگجویان صلیبی ملحق شد و نقش مهمی را در محاصره و تسخیر اورشلیم بعهده گرفت (ژوئیه ۱۰۹۹ م.). آنگاه به «نابلس» رفت و درصدد تحصیل امارت و سلطنت برای خود برآمد. بکمک «گادفری» به امارت «تیبریاس» و «جلیل» که در شمال «نابلس» واقع بود منصوب شد. در سال ۱۱۰۰ کوشش بی فایده ای نمود که «بالدوین لورن» دشمن قدیمی خود را از رسیدن به تخت و تاج اورشلیم بازدارد. در همان سال بوهمند اول بوسیلهٔ مسلمانان دستگیر شد و تانکرد فرمانروایی خود را در جلیل رها کرد و برای نیابت سلطنت به «انطاکیه» رفت و شهرهای «کیلیکیه» را در سال ۱۱۰۱ و «لائودیسه» را در سال ۱۱۰۳ م. مسخر ساخت. چون «بوهمند» آزاد شد، تانکرد «انطاکیه» را به او واگذاشت و در سال ۱۱۰۴ با بوهمند و «بالدوین دوبرگ» (که در آن موقع کنت «ادسا» بود) بمنظور استیلا بر «بالدوین لورین» متحد شد و به «حران» حمله بردند و شکست سختی خوردند، «بالدوین دوبرگ» زندانی شد، گرچه تانکرد از این شکست بی نصیب نماند ولی حکومت «ادسا» را که قبلاً در دست «بالدوین» بود بدست آورد و در سال ۱۱۰۵ حکومت «انطاکیه» بدو واگذار شد و بوهمند برای کسب نیروی امدادی به اروپا رفت. تانکرد با مسلمانان همجوار خود به خشونت رفتار میکرد و در سال ۱۱۰۶ «آپامیا» را تصرف کرد. در سال ۱۱۰۷ هنگامی که بوهمند به آخرین لشکرکشی خود علیه «الکسیوس» شروع کرد، تانکرد مجدداً (سیلیسیا) کیلیکیه و لااودیسا (لائودیسه) را از یونانیان بقهر بازگرفت و در سال ۱۱۰۸ هنگامی که «بالدوین دوبرگ» آزادی خود را بازیافت برای تانکرد واگذاری ادسا به او کار مشکلی بود ولی سرانجام بناچار پذیرفت. او نه تنها حکمرانی انطاکیه را در مقابل یونانیان و حکام طرابلس و حملهٔ مسلمانان حفظ کرد، بلکه رفته رفته بر قلمرو خود افزود. در سال ۱۱۰۶ دختر فیلیپ اول فرانسه را بزنی گرفت اما بدون آنکه اولادی داشته باشد در سال ۱۱۱۲ درگذشت و حکومت را به برادرزاده اش «روژر»واگذار کرد تا این که در همین موقع بوهمند دوم بجانشینی او برخاست. (از دایرةالمعارف بریتانیکا چ ۱۹۵۷). المنجد در ذیل کلمهٔ تانکرید آرد: از امراء صقلیهٔ نورماندی و یکی از فرماندهان جنگ اول صلیبی بود که در محاصرهٔ اورشلیم شرکت جست امیری بزرگ و حاکم انطاکیه بود. وی بسال ۱۱۱۲ م. درگذشت.
کلمات همقافیه با «تانکرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر