معنی تانول
5 بازدید
(اِ) زَفَر باشد. (لغت فرس اسدی چ عباس اقبال ص ۳۳۰). پیرامون و اطراف دهان را گویند. (برهان) (آنندراج) (انجمن آرا) (از فرهنگ جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی) (ناظم الاطباء). و آن را نورسر گویند. (فرهنگ جهانگیری). پوز. (فرهنگ رشیدی): من پیرم و فالج شده ام اینک بنگر تانولم کژبینی و کفته شده دندان . عسجدی . ...چنانکه در فرهنگ گفته، نوشته شد. سامانی گفته که مرکب است از تا بمعنی ادات انتها و غایت و نول بمعنی منقار و بطریق مجاز آنچه از انسان بمنزلهٔ منقار باشد، تصنع و تکلف این ظاهر است. و ظاهراً این کلمه مرکب است از تان و تول چه تان بمعنی دهن و تول بمعنی کج و خمیده است. (آنندراج) (انجمن آرا) (از فرهنگ رشیدی). کج دهان. (ناظم الاطباء). این شعر عسجدی غلط خوانده شد. تانول مرکب است از تا بمعنی کی و حتی، و نول. و نول بمعنی دهان و زفر و منقار آمده است چنانکه در کلمهٔ کفچه نول، کلمهٔ نول دیده میشود و نیز مولوی می گوید: هرچه جز عشق است شد مأکول عشق هر دو عالم دانه ای در نول عشق. (مثنوی چ نیکلسون دفتر پنجم ص ۱۷۴). رجوع بحاشیهٔ برهان قاطع چ معین و «نول» در همین لغت نامه شود.
کلمات همقافیه با «تانول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر