معنی تانه
6 بازدید
[ نَ / نِ ] (اِ) تان باشد. (جهانگیری) (برهان). تان و تار نقیض پود. (ناظم الاطباء). نقیض پود است و آن تارهایی است که جولاهگان برای بافتن مهیا کنند. (برهان).[ نَ ] (اِخ) تلفظ ترکی تانا (رود). رجوع به قاموس الاعلام ترکی و «تانا» شود.(اِخ) موضعی است در هند که در مشرق آن دو قصبهٔ «بهروج» و «رهنجور» قرار دارند. رجوع به ماللهند بیرونی ص ۱۰۰ و ۱۰۲ و التفهیم چ جلال همایی ص ۱۹۸ و نزهةالقلوب چ گای لیسترانج ج ۳ ص ۲۶۲ شود.
کلمات همقافیه با «تانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر