معنی تامس
6 بازدید
[ مَ ] (اِخ) از طوایف جنوب هند طبق نوشتهٔ باج پران. رجوع به ماللهند بیرونی ص ۱۵۱ شود.[ مُ ] (اِخ) یا تاموس. بزرگترین فرماندهان دریایی و امیرالبحر کورش کوچک در جنگ او با اردشیر، برادر بزرگ وی. رجوع به ایران باستان ج ۲ ص ۱۰۰۵، ۱۰۲۵ و ۱۰۳۸ شود.
کلمات همقافیه با «تامس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مس» برای سرودن شعر