معنی تالبت
3 بازدید
[ بُ ] (اِخ) ویلیام -هنری - فوکس. باستان شناس و فیزیک دان انگلیسی است که در سال ۱۸۰۰ م. در «لاکوک -ابی» متولد و در همان جا بسال ۱۸۷۷ م. درگذشت. وی در سال ۱۸۳۲ بعضویت مجلس عوام نایل شده بود. ظاهراً این همان «تال بت» است که پیرنیا در ایران باستان ج ۱ ص ۴۷ وی را یکی از چهار نفر دانشمند آشورشناس معرفی کرده است که انجمن آسیایی پادشاهی لندن آنان را در سال ۱۸۵۷ م. دعوت کرده بود که هریک جداگانه یکی از کتیبه های آسوری را بخوانند.[ بُ ] (اِخ) جان. کنت اول «شروسبری» صاحبمنصب انگلیسی است که بدرجات عالی کشوری و لشکری نائل گشت. او بسال ۱۳۸۸ م. متولد شد و در سال ۱۴۵۳ م. در جنگ «کاستیلون » کشته شد. وی همعصر ژاندارک بود و بر اثر فتوحات و ابراز دلاوری در کشور فرانسه مشهور گشت و بدرجهٔ ژنرالی رسید. رجوع به لاروس قرن بیستم ج ۶ و قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «تالبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر