معنی تالانتالان کردن
5 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) تاراج و غارتی سخت کردن. رجوع به تالان و تالان تالان و تالان تالان بودن و تالان تالان شدن شود.
کلمات همقافیه با «تالانتالان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر