معنی تافراکین

معنی تافراکین

6 بازدید
(اِخ) نام خاندانی است که اعضای آن در خدمت دو دولت موحدین و بنی حفص در مغرب بودند و از سال ۵۴۰ تا ۷۷۸ هـ . ق. مسند امارت و وزارت و دیگر کارهای بزرگ داشتند و در امور کشوری و سیاسی نفوذ کاملی کرده بودند و به یکی از قبائل بربر انتساب داشتند. عبدالمؤمن اولین سلطان موحدین عمربن تافراکین را به والیگری قابس تعیین کرد و بتدریج مرتبهٔ وی بالا رفت تا آنجا که پادشاه او را در غیبت خود جانشین خویش می ساخت. پس از عمر پسر و سپس نوادهٔ وی مشاغل مهم را عهده دار شدند و نسلاً بعد نسل چرخ دستگاه موحدین را بگردش درمی آوردند. یکی دیگر از افراد این خاندان عبدالحق بن تافراکین است که متصدی کارهای بزرگ سلطان مستنصر صاحب تونس، از خاندان بنی حفص گردید و مقام و منزلتی بزرگ بدست آورد... و ابومحمد تافراکین مشهورترین این دسته از خاندان تافراکین است که به تونس رفته بودند و در زمان سلطان ابواسحاق اقتدار کاملی داشت و پس از وی پسرش ابوعبداللََّه نیز چندی مقام پدر را احراز کرد ولی بسال ۷۷۰ هـ . ق. ابواسحاق درگذشت و تونس بدست ابوالعباس افتاد و موجب زوال خاندان تافراکین گردید. (از قاموس الاعلام ترکی). رجوع به بنی تافراکین شود.

کلمات هم‌قافیه با «تافراکین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید