معنی تافته گشتن
6 بازدید
[ تَ / تِ گَ تَ ] (مص مرکب) خشمناک گشتن. تافته شدن : چون موفق شنید که عمرو تافته گشت و قصد کرد که بنفس خویش به شیراز آید. (تاریخ سیستان). گرنه هوا خشمناک و تافته گشته ست گرم چرا شد چنین چو تافته کانون. ناصرخسرو. || غمگین گشتن. دل آزرده شدن. نگران شدن. مضطرب شدن. پریشان گشتن :
کلمات همقافیه با «تافته گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر