معنی تافتهدل
5 بازدید
[ تَ / تِ دِ ] (ص مرکب) آزرده دل. غمگین. نگران. برافروخته بسبب قهر و غضب : دوش باری چه سخن گفتم با تو صنما که چنان تنگدل و تافته دل گشتی از آن. فرخی. بشد تافته دل یل رزمجوی سوی ره زنان رزم را داد روی.اسدی. رجوع به تافته شود.
کلمات همقافیه با «تافتهدل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر