معنی تاغندست
6 بازدید
[ غَ دَ / غُ دُ ] (اِ) تیکندست. تیقندست. بزبان اهل بربر دوائی است که آن را عاقرقرحا گویند. (برهان) (آنندراج). عاقرقرحا. (ناظم الاطباء). بزبان بربر عاقرقرحا. (لکلرک ج ۱ ص ۳۰۲). رجوع به عاقرقرحا شود. «پیرتر» را هنوز در الجزایر بزبان عامیانه «تیغندست» گویند که در آن جا بسیار مستعمل است. (از لکلرک ج ۲ ص ۳۰۲). دزی نویسد: تاغندست (بربری) (پیرتر) بصورت تیغَنطَست هم آمده، و مؤلف فرهنگ منصوری رازی میگوید که عاقرقرحا در مغرب ناشناخته است، و بسیاری از مؤلفان در این که عاقرقرحا را همان تیغنطست دانسته اند دچار اشتباه شده اند. این کلمه بصورت تغندی نیز آمده است. (دزی ذیل قوامیس عرب ج ۱ ص ۱۳۹).
کلمات همقافیه با «تاغندست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر