معنی تاش فراش
6 بازدید
[ شِ فَ رْ را ] (اِخ) طاش فراش. حاجب سلطان مسعود غزنوی بود و به حکمرانی اصفهان و گرگان و طبرستان رسید و منصب سپهسالاری لشکر یافت. در سال ۴۳۰ هـ . ق. طایفهٔ شبانکاره را از نواحی اصفهان براند. در زبدةالتواریخ (نسخهٔ موزهٔ بریتانیا ورق ۴ ب) آمده: عمید ابوسهل حمدونی با تاش فراش و لشکریان بسیار به اصفهان رفت و ملک علاءالدوله ابوجعفر بهزیمت شد و آن دو، خزاین و سرای وی را غارت کردند و شیخ حکیم ابوعلی بن سیناء وزیر ملک علاءالدوله بود، پس عسکر طاش فراش کتابخانهٔ ابوعلی را غارت و اکثر تصانیف و کتب وی را بخزانهٔ کتب غزنه نقل کردند... (تتمهٔ صوان الحکمه چ لاهور ج ۱ ص ۵۶). رجوع به تاریخ مغول تألیف عباس اقبال ص ۳۸۱ و اخبارالدولة السلجوقیه چ محمد اقبال ص ۶ و تاریخ الحکماء ابن القفطی ص ۴۲۵ و فهرست تاریخ بیهقی چ فیاض و تاریخ کرد تألیف رشید یاسمی ص ۱۸۹ شود.
کلمات همقافیه با «تاش فراش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر