معنی تازیهش
5 بازدید
[ هُ ] (ص مرکب) دارندهٔ هوش عربی. مؤلف آنندراج آرد: جناب خیرالمدققین در شرح این بیت که: من آن روم سالار تازی هشم که چون دشنهٔ صبح زنگی کشم . میفرمایند که چون اکثر عرب در بادیهٔ کم آب است و مردم آنجا به کم آبی مبتلا، لهذا قوت حافظهٔ ایشان بسبب یبوست مزاج در قبول صور اشتداد دارد و چون حفظ معانی و صور بسیار باشد، سبب مزید هوش بود. و مؤید این معنی است بیت حدیقه : هست از کم خوری و کم آبی ذهن هندی و نطق اعرابی. جناب سراج المحققین میفرمایند که ظاهراً از نطق در این جا ادراک مراد داشته و آن صحیح نیست بلکه مراد از آن قوت گویائی است که مقابل ذهن واقع شده. رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۲۴۵ شود.
کلمات همقافیه با «تازیهش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هش» برای سرودن شعر