معنی تازه ساختن
5 بازدید
[ زَ / زِ تَ ] (مص مرکب) نو کردن. تجدید کردن : طالب آیین ترنم تازه ساخت چون نسازد، عندلیب آمل است. کلیم (از آنندراج). و بر این قیاس است تازه ساختن داغ، یعنی تجدید کردن سوگ و غم. رجوع به مجموعهٔ مترادفات ص ۸۷ شود. || تازه ساختن بنا، عمارت و غیره؛ آن را به نوی ساختن.
کلمات همقافیه با «تازه ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر