معنی تازه بوم
6 بازدید
[ زَ / زِ ] (اِ مرکب) جا و مقام تازه. منزل خوش و نیک. سرزمین خرم : بفرمود تا نامداران روم برفتند صد مرد از آن تازه بوم.فردوسی. فرستاده برگشت از آن تازه بوم بیامد بنزدیک پیران روم.فردوسی.
کلمات همقافیه با «تازه بوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر