معنی تازهپرواز
4 بازدید
[ زَ / زِ پَ رْ ] (ص مرکب) از مرکبات تازه. (آنندراج). بتازگی پر و بال بازکرده و از سر نو پروازکرده. (ناظم الاطباء): عرفی بگیتی از خلد آمد که بازگردد غافل که تازه پرواز گم سازد آشیان را. عرفی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «تازهپرواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر