معنی تازهقلعه
5 بازدید
[ زَ قَ عَ ] (اِخ) دهی از دهستان آختاچی بخش بوکان شهرستان مهاباد است که در ۱۷۵۰۰گزی شمال باختری بوکان و ۱۱۰۰۰گزی جنوب باختری شوسهٔ بوکان به میاندوآب واقع است. کوهستانی، معتدل و مالاریائی است و ۴۴۳ تن سکنه دارد، سنی، کردی. آب آن از سیمین رود. محصول آن غلات، توتون، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی آن جاجیم بافی. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ زَ قَ عَ ] (اِخ) دهی از دهستان گاودول بخش مرکزی شهرستان مراغه است که در ۳۴هزارگزی باختر مراغه و ۷هزارگزی باختر شوسهٔ مراغه بمیاندوآب واقع است. جلگه و معتدل و مالاریائی است و ۱۲۲۹ تن سکنه دارد، شیعه، ترکی. آب آن از رودخانهٔ مردی و چاه. محصول غلات، کشمش، بادام، زردآلو. شغل اهالی زراعت. صنایع دستی جاجیم بافی. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ زَ قَ عَ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش سلدوز شهرستان ارومیه است که در ۶۵۰۰گزی شمال خاوری نقده و در مسیر شوسهٔ نقده به مهاباد واقع است. جلگه و معتدل و مالاریائی است. سکنه ۴۲۷ تن، شیعه، ترکی. آب آن از رود گدار. محصول آن غلات، برنج، چغندر، توتون، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی جاجیم بافی. راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ زَ قَ عَ ] (اِخ) دهی از دهستان جرگلان بخش مانهٔ شهرستان بجنورد است که در ۵۰هزارگزی شمال خاوری مانه و ۵هزارگزی خاور شوسهٔ عمومی بجنورد به غلامان واقع است. کوهستانی و معتدل است. سکنه ۴۵۷ تن، شیعه، کردی، فارسی. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، کنجد. شغل اهالی زراعت، مالداری. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «تازهقلعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر