معنی تازهعهد
4 بازدید
[ زَ / زِ عَ ] (ص مرکب) جدیدالتأسیس. نوبنیان. نو. تازه : بدیبای این دولت تازه عهد عروس جهان را برآرای مهد.نظامی.
کلمات همقافیه با «تازهعهد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هد» برای سرودن شعر