معنی تازهرای
5 بازدید
[ زَ / زِ ] (ص مرکب) صاحب فکر نو و تازه. صاحب فکر روشن و خوش : مهان را همه چشم بر سوفرای از او گشته شاد و بدو تازه رای.فردوسی.
کلمات همقافیه با «تازهرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر