معنی تازهدم
5 بازدید
[ زَ / زِ دَ ] (ص مرکب) تازه نفس و با قوت و طاقت. (ناظم الاطباء). کسی که تازه وارد کاری شده و هنوز خسته نشده است. (فرهنگ نظام). || چای و غیره که تازه دم شده. (فرهنگ نظام).
کلمات همقافیه با «تازهدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر